تصویر لغت volunteer

volunteer

noun, verb','adjective

داوطلب شدن ، داوطلب

//ˌvälənˈtir//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

unpaid workerunpaidoffervoluntarymilitary volunteer

دسته‌بندی دستوری

noun, verb','adjective

درس

درس 33 - کلمات 385 تا 396

جملات مثال (3)

The draft has been abolished and replaced by a volunteer army.

احضار به خدمت سربازی منسوخ شد و داوطلبانه به خدمت رفتن، جای آن را گرفت

Terry did not hesitate to volunteer for the most difficult jobs.

تری برای بیشتر کارهای مشکل، تردید برای داوطلب شدن نداشت

The boys were reluctant to volunteer their services to help clean up after the dance.

پسرها هیچ تمایلی نداشتند که بعد از ورزش و بازی، به طور داوطلبانه کمک به جمع و جور کنند

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «volunteer» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «volunteer» در آزمون 504 Essential Words

لغت "volunteer" (به فارسی: داوطلب شدن ، داوطلب) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb','adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˌvälənˈtir// است. مترادف‌های این کلمه شامل unpaid worker, unpaid, offer, voluntary, military volunteer می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «volunteer» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان