
mute
noun, verb, adjectiveصامت ، بی صدا
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verb, adjectiveجملات مثال (3)
The usually defiant child stood mute before the principal.
بچه ای که معمولا گستاخ بود، در حضور مدیر ساکت ایستاد
People are no longer willing to remain mute on the subject of abuse of gun control.
مردم دیگر نمی خواهند در مورد کنترل تسلحه، ساکت بمانند
The horror of the famine left the inhabitants of the land mute with their tragic memories.
ترس از قحطی، ساکنین مزارع را با خاطره های غم انگیزی که از آن داشتند، غرق در سکوت کرد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «mute» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «mute» در آزمون 504 Essential Words
لغت "mute" (به فارسی: صامت ، بی صدا) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //myo͞ot// است. مترادفهای این کلمه شامل dumb, silent, unspoken, wordless, dampen میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «mute» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان