تصویر لغت wad

wad

noun, verb

مچاله کردن ، گلوله پنبه

//wäd//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

messsightmasscramcud

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 33 - کلمات 385 تا 396

جملات مثال (3)

To decrease the effects of the pressure, the diver put wads of cotton in his ears.

غواص برای کاهش تاثیر فشار آب، گلوله هایی از پنبه را داخل گوش خود قرار داد

The officer challenged George to explain the wad of fifty dollars which he had in his pocket.

افسر "جورج" را مورد بازخواست قرار داد که توضیح دهد بسته های 50 دلاری که در جیبش بود، از کجا آورده است

Because the automatic firing mechanism was defective, the hunter had to wad the powder into the gun by hand.

شکارچی به علت اینکه سیستم شلیک خود کار اسلحه معیوب بودف مجبور شد آن را با دست از باروت پُر کند

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «wad» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «wad» در آزمون 504 Essential Words

لغت "wad" (به فارسی: مچاله کردن ، گلوله پنبه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //wäd// است. مترادف‌های این کلمه شامل mess, sight, mass, cram, cud می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «wad» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان