
جملات مثال (6)
He resigned from his job as principal of the school.
او از شغل خود به عنوان مدیر مدرسه استعفا داد.
The senator was forced to resign his position.
سناتور مجبور شد از سمت خود استعفا دهد.
The newspaper's editor resigned after the scandal.
سردبیر روزنامه پس از رسوایی استعفا داد.
Have any of you guys asked them to step down and resign from their job?
آیا هیچ یک از شما بچه ها از آنها خواسته اند که از کار خود کناره گیری کنند و استعفا دهند؟
Enough was enough for Brand, who asked Knight to resign.
برای برند کافی بود ، که از نایت خواست که استعفا دهد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to resign» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to resign» در آزمون 504 Essential Words
لغت "to resign" (به فارسی: استعفادادن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /rɪˈzaɪn/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to resign» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان