تصویر لغت ballot

ballot

noun, verb

با ورقه رای دادن ، برگه رای

//ˈbalət//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

vote

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 42 - کلمات 493 تا 504

جملات مثال (6)

They cast their votes in a secret ballot.

آنها رای خود را در یک رای مخفی قرار دادند.

She was elected by secret ballot.

او با رأی مخفی انتخاب شد.

The plan is 1 vote away from the November ballot Is Flagstaff the snowiest city?

این طرح 1 رأی به دور از آراء نوامبر آیا Flagstaff به برفی ترین شهر است؟

All 140 seats in the legislature are on the Nov. 7 ballot.

تمام 140 کرسی مجلس قانونگذاری در رأی 7 نوامبر است.

Around forty per cent of the country didn't vote in the first round, and almost a quarter of the ballots cast were blank or voided.

حدود چهل درصد از کشور در دور اول رأی ندادند و تقریباً یک چهارم از بازیگران رای خالی یا از بین رفتند.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «ballot» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «ballot» در آزمون 504 Essential Words

لغت "ballot" (به فارسی: با ورقه رای دادن ، برگه رای) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈbalət// است. مترادف‌های این کلمه شامل vote می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «ballot» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان