
snub
noun, verb, adjectiveسرزنش کردن ، جلوگیری
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verb, adjectiveجملات مثال (3)
Darryllater apologized to Sally for snubbing her at the dance.
داریل بعدها از سالی بخاطر کم محلی به او در رقص معذرت خواهی کرد
Sandra was tormented by the thought that she might be snubbed by her classmates.
ساندرا از این طرز فکر که ممکن است مورد تمسخر همکلاسی هایش قرار گیرد,رنج می برد
I considered it a rude snub when I was not invited to the party.
دعوت نشدنم به میهمانی را رفتاری توهین آمیز تلقی کردم
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «snub» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «snub» در آزمون 504 Essential Words
لغت "snub" (به فارسی: سرزنش کردن ، جلوگیری) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //snəb// است. مترادفهای این کلمه شامل ignore, cut, rebuff, repulse میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «snub» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان