
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
He is a temperate man.
او مردی معتدل است.
They had a temperate discussion.
آنها یک بحث معتدل داشتند.
George Bush was temperate in thought, in word, and in deed.
جورج بوش در اندیشه ، کلام و عمل معتدل بود.
The weather is temperate , and the monsoon season spans the last third of the year.
هوا معتدل است و فصل موسمی در آخرین سوم سال است.
This time around, the work seems more temperate , less risky.
این بار در اطراف ، کار معتدل تر ، خطرناک تر به نظر می رسد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «temperate» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «temperate» در آزمون 504 Essential Words
لغت "temperate" (به فارسی: معتدل) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈtem.pɚ.ət/ است. مترادفهای این کلمه شامل moderate میشوند. متضاد آن intemperate است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «temperate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان