تصویر لغت skim

skim

noun, verb, adjective

لایه‌ برداری ، حرکت روان ، سرسری مرور کردن

//skɪm//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

skitterrakescanskimmingskimmed

دسته‌بندی دستوری

noun, verb, adjective

درس

درس 34 - کلمات 397 تا 408

جملات مثال (3)

This soup will be more nourishing if you skim off the fat.

اگر چربی سوپ را بگیری، بسیار مغذی خواهد بود

I caught a glimpse of Mark and Marge skimming over the ice.

من یک نگاه گذرا به مارک و مارج انداختم که روی یخ سر می‌خوردند.

Detective Corby, assigned to the homicide, was skimming through the victim's book of addresses.

کاراگاه "کوربی"، که مسئول بررسی قتل بود، نگاهی سطحی به دفترچه تلفن قربانی انداخت

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «skim» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «skim» در آزمون 504 Essential Words

لغت "skim" (به فارسی: لایه‌ برداری ، حرکت روان ، سرسری مرور کردن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //skɪm// است. مترادف‌های این کلمه شامل skitter, rake, scan, skimming, skimmed می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «skim» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان