
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (4)
The vast crowd burst into spontaneous cheering at the skillful play.
انبوه جمعیت، تحت تاثیر نمایش ماهرانه (بازیگرها)، به طور ناخودآگاه ابراز احساسات نمودند
Be cautious with these oily rags because they can break out in spontaneous flame.
مراقب این کُهنه های روغنی باش چون خود به خود مشتعل می شوند
William's spontaneous resentment at the mention of his sister was noted by the observant teacher.
تنفر ناخودآگاه "ویلیام" هنگام ذکر نام خواهرش، مورد توجه معلم تیز بین قرار گرفت
His editorial vision was flawless, spontaneous and always laser-sharp.
دیدگاه ویراستاری او بینقص، فلبداهه و همیشه دقیق بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «spontaneous» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «spontaneous» در آزمون 504 Essential Words
لغت "spontaneous" (به فارسی: خودبخود ، خودجوش) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //spänˈtānēəs// است. مترادفهای این کلمه شامل unwritten, self-generated, ad-lib میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «spontaneous» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان