
swarm
noun, verbازدحام کردن ، گروه
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
As darkness approached, the swarms of children playing in the park dwindled to a handful.
هنگامی که تاریخی فرا رسید,انبوه بچه هایی که در پارک بازی می کردند به یک مشت کاهش یافت
The mosquitoes swarmed out of the swamp.
پشه ها فوج وار از باتلاق خارج شدند
Our campus swarmed with new students in September.
در ماه سپتامبر, محوطه دانشگاه پر از دانشجویان جدید بود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «swarm» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «swarm» در آزمون 504 Essential Words
لغت "swarm" (به فارسی: ازدحام کردن ، گروه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //swôrm// است. مترادفهای این کلمه شامل pour, stream, teem, pullulate, horde میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «swarm» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان