
obedient
صفتمطیع
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
The obedient dog came when his master beckoned.
سگ فرمانبر هنگامی که صاحبش به او اشاره کرد,جلو آمد
Obedient to his father's wishes, Guy did not explore any further.
گای که نسبت به خواسته های پدرش فرمانبر بود,بیش از این تحقیق نکرد
When parents make reasonable requests of them, the majority of my friends are obedient.
اکثر دوستانم زمانیکه والدین شان از آنها خواهش های منطقی دارند,مطیع هستند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «obedient» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «obedient» در آزمون 504 Essential Words
لغت "obedient" (به فارسی: مطیع) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ōˈbēdēənt// است. مترادفهای این کلمه شامل compliant, loyal میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «obedient» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان