
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
All the money will go to charity.
تمام پول به امور خیریه می رود.
The holidays are a time for charity and good will.
تعطیلات زمانی برای امور خیریه و اراده خوب است.
She runs a local charity that gives books to children.
او یک موسسه خیریه محلی را اداره می کند که به کودکان کتاب می دهد.
The dinner was held to raise funds for several charities.
این شام برای جمع آوری بودجه برای چندین موسسه خیریه برگزار شد.
She refused to accept charity.
او از پذیرش خیریه خودداری کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «charity» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «charity» در آزمون 504 Essential Words
لغت "charity" (به فارسی: خیریه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈtʃer.ə.t̬i/ است. مترادفهای این کلمه شامل Jacob's ladder, Polemonium caeruleum میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «charity» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان