
sacred
صفتمقدس ، روحانی
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
Her sacred medal had to be sold because the family was in urgent need of money.
مدالِ مقدس او می بایستی فروخته می شد چون خانواده نیاز مبرمی به پول داشت
It was revealed by the journalist that the sacred temple had been torn down.
توسط روزنامه نگار آشکار شد که آن معبد مقدس کاملا خراب شده بود
Kate made a sacred promise to her parents never to miss a Sunday church service.
کیت به والدینش قول جدی داد که هرگز مراسم کلیسای روز یک شنبه را فراموش نکند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «sacred» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «sacred» در آزمون 504 Essential Words
لغت "sacred" (به فارسی: مقدس ، روحانی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈsākrid// است. مترادفهای این کلمه شامل consecrated, sanctified, hallowed میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «sacred» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان