
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He's a casual sports fan.
او یک طرفدار ورزش گاه به گاه است.
The atmosphere at the meeting was quite casual.
جو در این جلسه کاملاً اتفاقی بود.
He made a casual remark about her shoes.
او در مورد کفش هایش اظهارنظر گاه به گاه کرد.
For something a bit more casual , head to the Amish barn for hearty breakfast and lunch fare.
برای چیزی کمی گاه به گاه ، برای صبحانه دلچسب و کرایه ناهار به انبار آمیش بروید.
Roll the bottoms for a casual take and to show a little ankle.
قسمت پایین را برای گرفتن گاه به گاه بچرخانید و کمی مچ پا را نشان دهید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «casual» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «casual» در آزمون 504 Essential Words
لغت "casual" (به فارسی: غیررسمی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkæʒ.uː.əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل free-and-easy, fooling, insouciant میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «casual» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان