
pledge
noun, verbمتعهد شدن ، تعهد
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
Before the grand jury, the sinister gangster pledged to tell the whole truth.
در مقابل هیئت منصفه عالی، تبهکار شرور قول شرف داد که همه حقایق را بگوید
Monte was reluctant to pledge his loyalty to his new girlfriend.
مونته تمایل نداشت پیمان وفاداری به دوست جدیدش بدهد
Pledged to discovering the facts, the journalist began to dig up new evidence for his readers.
خبرنگار که قول به کشف حقایق داده بود، شروع به برملا کردن شواهد جدید برای خوانندگانش کرد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «pledge» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «pledge» در آزمون 504 Essential Words
لغت "pledge" (به فارسی: متعهد شدن ، تعهد) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //plej// است. مترادفهای این کلمه شامل assurance, wassail, subscribe, plight, salute میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «pledge» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان