
resist
فعلمقاومت کردن در برابر
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (3)
Totie could not resist eating the chocolate sundae.
توتی نمی توانست جلوی خودش را بگیرد و بستنی میوه ای شکلاتی نخورد
Tight security measures resisted Jimmy's entrance into the bank.
اقدامات شدید امنیتی مانع ورود جیمی به بانک شد
Harold resisted the opportunity to poke fun at the weird man.
هارولد با فرصت خندیدن به مرد جدید مقاومت کرد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «resist» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «resist» در آزمون 504 Essential Words
لغت "resist" (به فارسی: مقاومت کردن در برابر) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //riˈzist// است. مترادفهای این کلمه شامل fend, protest, withstand, refuse, jib میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «resist» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان