
miniature
adjective, nounمینیاتوری، بسیار کوچک
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
But despite the headache, the miniatures had their charms.
اما با وجود سردرد، آن مینیاتورها جذابیت خاص خود را داشتند.
The kids were paid in gift cards, and the creations were displayed among the miniature train tracks.
به بچهها کارت هدیه پرداخت شد و آثارشان میان ریلهای قطار مینیاتوری به نمایش درآمد.
Red has them all in the back room as if somehow in miniature.
«رد» همهی آنها را در اتاق پشتی دارد، انگار که در قالبی کوچک نگهداری شدهاند.
Many of these conflicts play out in miniature on the Chuck Rhoades side of the show.
بسیاری از این درگیریها در بخش مربوط به چاک رودز بهصورت مینیاتوری بازنمایی میشوند.
Sweet, sweet Humphrey the miniature zebu stands just over two feet tall.
همفری شیرین، زبوی مینیاتوری، کمی بیش از دو پا قد دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «miniature» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «miniature» در آزمون 504 Essential Words
لغت "miniature" (به فارسی: مینیاتوری، بسیار کوچک) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmɪn.i.ə.tʃɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل toy, illumination میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «miniature» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان