
vicinity
اسممجاورت ، نزدیکی
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (3)
Living in the vicinity of New York, Jeremy was near many museums.
چون جرمی در حوالی نیویورک زندگی می کرد به موزه های زیادی نزدیک بود
The torrent of rain fell only in our vicinity.
سیل باران فقط در حوالی ما بارید
We approached the Baltimore vicinity by car.
با اتومبیل به اطراف بالتیمور نزدیک شدیم
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «vicinity» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «vicinity» در آزمون 504 Essential Words
لغت "vicinity" (به فارسی: مجاورت ، نزدیکی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //vəˈsinətē// است. مترادفهای این کلمه شامل neighborhood, vicinity, neck of the woods, neighbourhood, locality میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «vicinity» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان