
numb
verb, adjectiveبی حس شدن ، کرخت
مترادفها
دستهبندی دستوری
verb, adjectiveجملات مثال (3)
My fingers quickly became numb in the frigid room.
انگشتانم در اتاق یخزده بهسرعت بیحس شد.
A numb feeling came over Mr. Massey as he read the telegram.
حس بیحسی بر آقای مسی هنگام خواندن تلگرام چیره شد.
When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing.
وقتی پرستار سوزنی در پای بیحسم فرو کرد، چیزی حس نکردم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «numb» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «numb» در آزمون 504 Essential Words
لغت "numb" (به فارسی: بی حس شدن ، کرخت) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //nəm// است. مترادفهای این کلمه شامل dull, dead, benumbed, asleep, blunt میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «numb» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان