
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
The frigid gusts of wind stung their faces.
صدای ناخوشایند باد چهره های آنها را به هم می زد.
She was born into an emotionally frigid family.
او در یک خانواده عاطفی سرد به دنیا آمد.
Outside, the clouds hung low in the frigid air and the sky was dark by 3 p.m.
در خارج ، ابرها در هوای سرد و کم آویزان بودند و آسمان تا 3 بعد از ظهر تاریک بود.
Of course not — see you back here for the frigid fireworks!
البته نه - برای آتش بازی های سرد اینجا را می بینیم!
Teams thrive and flail amid the damp and frigid Alaskan autumn.
تیم ها در میان پاییز مرطوب و یخ زده آلاسکا رونق می گیرند و به هم می پیوندند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «frigid» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «frigid» در آزمون 504 Essential Words
لغت "frigid" (به فارسی: سرد) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfrɪdʒ.ɪd/ است. مترادفهای این کلمه شامل wintry, polar میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «frigid» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان