تصویر لغت jagged

jagged

صفت

دندانه دار ، ناهموار

//ˈjagid//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

scraggynotchedjagtoothederose

دسته‌بندی دستوری

صفت

درس

درس 20 - کلمات 229 تا 240

جملات مثال (3)

Being reckless, Rudy didn't watch out for the jagged steel.

رودی از روی غفلت، حواسش به آهن تیز نبود

It's an enormous job to smooth the jagged edge of a fence.

کار بزرگی است که بخواهیم لبه های تیز نرده را صاف کنیم

Leslie's hair was so jagged it was scarcely possible to tell that it had just been cut.

موهای "لسی" چنان پله پله بود که به سختی می شد گفت که تازگی موهایش را کوتاه کرده است

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «jagged» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «jagged» در آزمون 504 Essential Words

لغت "jagged" (به فارسی: دندانه دار ، ناهموار) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈjagid// است. مترادف‌های این کلمه شامل scraggy, notched, jag, toothed, erose می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «jagged» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان