
captive
noun, adjectiveاسیر ، محبوس
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (3)
The major was grateful to be released after having been held captive for two years.
سرگرد به خاطر آزادی اش پس از دو سال اسارت خوشحال بود
Until the sheriff got them out, the two boys were held captive in the barn.
تا زمانی که کلانتر انها را مرخص کند، دو پسر در طویله زندانی بودند
Placido Domingo can hold an audience captive with his marvelous singing voice.
پلاسیدو دومینگو تماشاگران را با آواز خوانی محشرش، شیفته خود کرد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «captive» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «captive» در آزمون 504 Essential Words
لغت "captive" (به فارسی: اسیر ، محبوس) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈkaptiv// است. مترادفهای این کلمه شامل imprisoned, jailed میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «captive» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان