
defiant
صفتنافرمان ، متعصب
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
I refuse to be manipulated the defiant young woman told her father.
زن جوان جسور به پدرش گفت: اجازه نمی دهم کسی مرا آلت دست قرار دهد
Professor Carlyle was defiant of any attempt to disprove his theory.
پروفسور "کارلایل" در مورد هر گونه تلاش برای رد کردن نظریه اش، معترض بود
Defiant of everyone, the addict refused to be helped.
فرد معتاد با مخالفت در مقابل همه، از اینکه کسی به او کمک کند سرباز می زد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «defiant» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «defiant» در آزمون 504 Essential Words
لغت "defiant" (به فارسی: نافرمان ، متعصب) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //diˈfīənt// است. مترادفهای این کلمه شامل noncompliant میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «defiant» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان