
hinder
verb, adjectiveپسین ، مانع شدن
مترادفها
دستهبندی دستوری
verb, adjectiveجملات مثال (3)
Deep mud hindered travel in urban centers.
گِل زیاد جلوی سفر در مراکز شهری را گرفت
The storm hindered the pursuit of the fleeing prisoners.
توفان جلوی تعقیب زندانیان فراری را گرفت
Mona's gloomy nature hinders her relationships with other people.
خلق و خوی افسرده "مونا"، مانع از ارتباط او با سایر مردم می شود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «hinder» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «hinder» در آزمون 504 Essential Words
لغت "hinder" (به فارسی: پسین ، مانع شدن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی verb, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈhindər,ˈhīndər// است. مترادفهای این کلمه شامل impede, obstruct, hind, stymy, back میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «hinder» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان