
glimpse
noun, verbنگاه اجمالی
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
This morning we caught our first glimpse of the beautiful shoreline.
امروز صبح اولین نظر را به ساحل زیبا انداختیم
One glimpse of the very feminine vision was enough to tell Romeo that he loved Juliet.
یک نظر اجمالی به آن تصویر زنانه، کافی بود که "رومئو" بداند که شیفته "ژولیت" است
The tall shrubs kept us from getting a glimpse of the new people who inhabited the beach house.
بوته های بلند مانع دید ما از افراد جدیدی شد که در خانه ساحلی ساکن بودند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «glimpse» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «glimpse» در آزمون 504 Essential Words
لغت "glimpse" (به فارسی: نگاه اجمالی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //glimps// است. مترادفهای این کلمه شامل coup doeil, glance میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «glimpse» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان