
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, verbجملات مثال (6)
He began frequenting cheap bars.
او شروع به مکرر میله های ارزان کرد.
She is known to frequent the Franklin Hill area, the statement said.
در این بیانیه آمده است که وی به مکرر منطقه فرانکلین هیل شناخته شده است.
Khazar joined the Battery and frequented many of the same raves as Lee and his friends.
خزر به باتری پیوست و بسیاری از همان غارهای مشابه لی و دوستانش را مکرر می کرد.
He is known to frequent the areas of Clark and Barbour Street.
وی به مناطق مکرر کلارک و خیابان باربور شناخته شده است.
What are some of your favorite food and drinks spots to frequent in San Diego County, and why?
برخی از غذاهای مورد علاقه و نوشیدنی های مورد علاقه شما برای مکرر در شهرستان سن دیگو چیست و چرا؟
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «frequent» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «frequent» در آزمون 504 Essential Words
لغت "frequent" (به فارسی: مکرر) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfriː.kwənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل sponsor, patronize, shop at میشوند. متضاد آن infrequent, boycott است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «frequent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان