
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (5)
His vision was impaired due to a genetic condition that affected his eyesight.
بینایی او بهدلیل یک بیماری ژنتیکی که بر چشمانش اثر گذاشته بود، دچار اختلال شده بود.
Her vision was crystal clear, allowing her to spot details others often missed.
دید او کاملاً شفاف بود و به او اجازه میداد جزئیاتی را ببیند که دیگران اغلب از دست میدادند.
With the aid of the binoculars, my vision improved enough to see the entire vicinity
با کمک دوربین دوچشمی، دیدم آنقدر بهتر شد که بتوانم تمام اطراف را ببینم.
Ted Williams had perfect vision, and that helped to make him a great baseball player.
تد ویلیامز بیناییِ کاملی داشت و همین به او کمک کرد بازیکن بزرگ بیسبال شود.
The glasses that lrma bought corrected her near-sighted vision.
عینکی که ایرما خرید، نزدیکبینیِ او را اصلاح کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «vision» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «vision» در آزمون 504 Essential Words
لغت "vision" (به فارسی: بینایی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈvɪʒ.ən// است. مترادفهای این کلمه شامل sight, perception میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «vision» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان