
solitary
noun, adjectiveمنزوی ، تنها
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (3)
Sid's solitary manner kept him from making new friendships.
رفتار گوشه گیرانه "سید" موجب شد که او دوستان جدیدی پیدا نکند
There was not a solitary piece of evidence that Manuel had eaten the cheesecake.
تنها یک شاهد هم وجود نداشت که نشان دهد "مانوئل" کیک پنیر را خورده است
The convict went into a rage when he was placed in a solitary cell.
وقتی مجرم را در سلول انفرادی انداختند به شدت عصبانی شد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «solitary» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «solitary» در آزمون 504 Essential Words
لغت "solitary" (به فارسی: منزوی ، تنها) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈsäləˌterē// است. مترادفهای این کلمه شامل lone, unfrequented, alone, recluse, lonely میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «solitary» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان