
gleam
noun, verbسوسو زدن ، نور ضعیف
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
A gleam of light shone through the prison window.
پرتو نوری از پنجره زندان به چشم خورد
The only source of light in the cellar came in the form of a gleam through a hole in the wall.
تنها منبع نور در زیر زمین، پرتو نوری بود که از سوراخ دیوار وارد می شد
My grandmother gets a gleam in her eyes when she sees the twins.
مادربزرگم وقتی دوقلوها را می بیند، چشمانش برق می زند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «gleam» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «gleam» در آزمون 504 Essential Words
لغت "gleam" (به فارسی: سوسو زدن ، نور ضعیف) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //glēm// است. مترادفهای این کلمه شامل glitter, glint, shine, lambency, gleaming میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «gleam» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان