
editor
اسمویراستار
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (3)
The student was proud to be the editor of the school newspaper.
دانش آموز احساس غرور کرد از اینکه سردبیر روزنامه مدرسه باشد
Meredith's journalistic knowledge came in handy when he was unexpectedly given the job of editor of The Bulletin.
وقتی به طور غیر منتظره ای شغل سردبیری "بولتین" به "مردیت" داده شد، دانش خبرنگاری او به دردش خورد
It is undeniable that the magazine has gotten better since Ellis became editor.
مسلّم است که مجله از زمانی که "الیس" سردبیر شد، بهتر شده است
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «editor» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «editor» در آزمون 504 Essential Words
لغت "editor" (به فارسی: ویراستار) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈeditər// است. مترادفهای این کلمه شامل reviser, rewriter میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «editor» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان