
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
They've added some feminine touches to the decor.
آنها برخی از لمس های زنانه را به دکوراسیون اضافه کرده اند.
The book examines the subject from a feminine perspective.
این کتاب موضوع را از دیدگاه زنانه بررسی می کند.
But if Neo-core is not your thing, there's a feminine way to wear a leather trench.
اما اگر Neo-Core چیز شما نیست ، یک روش زنانه برای پوشیدن سنگر چرمی وجود دارد.
The pale pink eyeshadow and the mauve lip are so feminine and soft.
سایه چشم صورتی کمرنگ و لب مائو بسیار زنانه و نرم است.
Even with pink chairs in the master bedroom, the room's not too feminine !
حتی با وجود صندلی های صورتی در اتاق خواب مستر ، اتاق خیلی زنانه نیست!
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «feminine» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «feminine» در آزمون 504 Essential Words
لغت "feminine" (به فارسی: زنانه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfem.ə.nɪn/ است. مترادفهای این کلمه شامل womanly میشوند. متضاد آن unwomanly, neuter, masculine است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «feminine» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان