
compete
فعلرقابت کردن
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (3)
Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
استفی گرف به مبارزه دعوت شد تا برای عنوان قهرمانی تنیس مسابقه دهد
The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
دونده تمایلی نداشت که برای اولین بار در جلوی والدین خود، در مسابقه شرکت کند
When the amateur became a pro, he had to compete against better men.
وقتی که آماتور، یک بازیکن حرفه ای شد، مجبور بود که با مردان برتری مسابقه دهد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «compete» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «compete» در آزمون 504 Essential Words
لغت "compete" (به فارسی: رقابت کردن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //kəmˈpēt// است. مترادفهای این کلمه شامل contend, vie]" میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «compete» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان