
flexible
صفتقابل انعطاف
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (3)
The toy was flexible, and the baby could bend it easily.
اسباب بازی نرم بود و کودک به راحتی می توانست آن را خم کند
Remaining flexible, Nick listened to arguments from both sides.
نیک با انعطاف پذیری به مباحثات هر دو جناح گوش داد
A mouse's flexible body allows it to squeeze through narrow openings.
بدن انعطاف پذیر موش، به او این امکان را می دهد که خود را از سوراخ کوچکی به زور عبور دهد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «flexible» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «flexible» در آزمون 504 Essential Words
لغت "flexible" (به فارسی: قابل انعطاف) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈfleksəbəl// است. مترادفهای این کلمه شامل flexile, compromising, whippy, pliant, conciliatory میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «flexible» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان