
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
The rebels rose to power several years ago.
شورشیان چند سال پیش به قدرت رسیدند.
She is from a very wealthy family with a lot of social power.
او از خانواده ای بسیار ثروتمند و دارای قدرت اجتماعی زیادی است.
The new government has taken power.
دولت جدید قدرت را به دست گرفته است.
After the emperor died, power passed to his eldest son.
پس از درگذشت امپراتور، قدرت به فرزند ارشدش منتقل شد.
A small company with only a few products has grown to become a power in the industry.
یک شرکت کوچک با تنها چند محصول رشد کرده است که به یک قدرت در صنعت تبدیل می شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «power» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «power» در آزمون 500 Common Words
لغت "power" (به فارسی: توان) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈpaʊ.ɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل world power, mogul, might میشوند. متضاد آن powerlessness, inability است.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «power» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان