
problem
اسممشکل
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
Finding affordable housing in the city has become a significant problem for many people.
یافتن مسکن ارزان قیمت در شهر برای بسیاری از افراد به یک مشکل مهم تبدیل شده است.
Jane is trying to resolve a conflict with her friend to mend their relationship problem.
جین تلاش میکند تا یک اختلاف با دوستش را حل کند تا مشکل رابطهشان را ترمیم کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «problem» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «problem» در آزمون 500 Common Words
لغت "problem" (به فارسی: مشکل) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈpɹɒbləm// است. مترادفهای این کلمه شامل issue, difficulty میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «problem» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان