
bone
اسماستخوان
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
She twisted her ankle and felt a shooting pain in the bone.
او مچ پایش پیچ خورد و در استخوانش درد تیرکشندهای احساس کرد.
The athlete's strong bones helped him excel in sports.
استخوانهای قوی ورزشکار به او کمک کرد در ورزش عالی عمل کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bone» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «bone» در آزمون 500 Common Words
لغت "bone" (به فارسی: استخوان) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //bəʊn// است. مترادفهای این کلمه شامل skeleton, osseous tissue میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bone» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان