
spot
اسملکه، نقطه
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
There was a dark spot on the carpet where the spilled coffee had dried.
لکهٔ تیرهای روی فرش بود که قهوهٔ ریختهشده در آن خشک شده بود.
The leopard's coat was covered in distinctive spots that helped it blend into its environment.
پوشش پلنگ پر از خالهای مشخصی بود که به او کمک میکرد با محیطش همرنگ شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «spot» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «spot» در آزمون 500 Common Words
لغت "spot" (به فارسی: لکه، نقطه) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //spɒt// است. مترادفهای این کلمه شامل mark, location میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «spot» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان