
cheese
اسمپنیر
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
Blue cheese crumbles are a tasty addition to burgers or salads.
پنیر آبی خرد شده افزودنی خوشمزهای برای برگر یا سالاد است.
Feta cheese adds a tangy flavor to salads.
پنیر فتا طعم تند و تیزی به سالاد میدهد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «cheese» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «cheese» در آزمون 500 Common Words
لغت "cheese" (به فارسی: پنیر) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //t͡ʃiːz// است. مترادفهای این کلمه شامل dairy, curd میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «cheese» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان