/ˈaɪ̯nbɛtʊŋ/

جاسازی شده، تعبیه شده
Die Einbettung des Chips war präzise.
Die Einbettung des Sensors in das Material macht ihn unsichtbar.
نکته حافظهسازی
تصور کن چیزی که درون چیز دیگری قرار داده شده - این همان Einbettung است.
What does "Einbettung" mean?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
مسلط، غالب
/foːɐ̯ˈhɛʁʃəndə/
طبقه پایین، همکف
/ˈeːɐ̯tɡəˌʃɔs/
مرکز شهر
/ˈɪnənˌʃtat/
تعلیم، ارشاد اخلاقی
/ɛɐ̯ˈbaʊ̯ʊŋ/
تلاش، کوشش
/bəˈmyːʊŋ/
حماسه
/ˈeːpɔs/
کلمه «Einbettung» یکی از کلمات کاربردی زبان آلمانی است. معنی آن در فارسی «جاسازی شده، تعبیه شده» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Sport & Wettbewerb» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈaɪ̯nbɛtʊŋ/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان آلمانی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.