
to establish
تأسیسکردن
جملات مثال (6)
The film established her as a star.
این فیلم او را به عنوان یک ستاره تأسیس کرد.
The word is now established as part of the English language.
این کلمه اکنون به عنوان بخشی از زبان انگلیسی تأسیس شده است.
As a young doctor he worked hard to establish himself in the community.
او به عنوان یک پزشک جوان برای تأسیس خود در جامعه بسیار تلاش کرد.
They want to establish their children in the family business.
آنها می خواهند فرزندان خود را در مشاغل خانوادگی مستقر کنند.
The company has established itself as a leader in the industry.
این شرکت خود را به عنوان یک رهبر در صنعت تأسیس کرده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to establish» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to establish» در آزمون TOEFL
لغت "to establish" (به فارسی: تأسیسکردن) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪˈstæb.lɪʃ/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to establish» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان