
objective
adjective, nounعینی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
We need someone outside the company to give us an objective analysis.
ما به کسی در خارج از شرکت احتیاج داریم تا یک تحلیل عینی به ما ارائه دهد.
First up is the objective deck, the lifeblood of the design.
اول ، عرشه عینی ، خون حیات طراحی است.
Her efforts with the team are to make the process more objective.
تلاش های او با تیم این است که روند را عینی تر کند.
Any objective viewer of the film can see that it isn't meant to be fair.
هر بیننده عینی فیلم می تواند ببیند که به معنای عادلانه بودن نیست.
The distance, goal, target and objective change in each of the eight rounds that are played.
تغییر فاصله ، هدف ، هدف و تغییر عینی در هر یک از هشت دور که بازی می شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «objective» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «objective» در آزمون TOEFL
لغت "objective" (به فارسی: عینی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /əbˈdʒek.tɪv/ است. مترادفهای این کلمه شامل object, object glass, nonsubjective میشوند. متضاد آن subjective است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «objective» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان