
inclined
صفتمتمایل
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
She listened with her eyes closed and her head inclined.
او با چشمان بسته گوش کرد و سرش تمایل داشت.
His love of books inclined him toward a literary career.
عشق او به کتاب ها او را به سمت یک حرفه ادبی متمایل کرد.
The road inclines at an angle of about 12 degrees.
جاده با زاویه ای در حدود 12 درجه متمایل می شود.
By 1620, the Wampanoags had had enough, and were inclined to chase off any ship that sought to land.
تا سال 1620 ، Wampanoags به اندازه کافی داشت و تمایل به تعقیب هر کشتی ای که به دنبال فرود بود ، تعقیب می کردند.
If the media is inclined to think highly of the local brass, the thumbs go up.
اگر رسانه ها تمایل به فکر کردن به برنج محلی داشته باشند ، انگشت شست بالا می رود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «inclined» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «inclined» در آزمون TOEFL
لغت "inclined" (به فارسی: متمایل) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪnˈklaɪnd/ است. مترادفهای این کلمه شامل fain, slope میشوند. متضاد آن indispose, vertical, disinclined, horizontal است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «inclined» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان