
جملات مثال (6)
Dissolve the tablet in water.
قرص را در آب حل کنید.
The treatment is used to dissolve kidney stones.
این درمان برای حل سنگ کلیه استفاده می شود.
His kind words dissolved her sadness.
سخنان مهربان او غم و اندوه او را حل کرد.
Hopes for peace dissolved in renewed violence.
امیدهای صلح در خشونت تجدید شده حل شده است.
The group, which formed in the late 1990s, dissolved after the lawsuit was filed.
این گروه که در اواخر دهه 1990 شکل گرفت ، پس از تشکیل دادخواست منحل شد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to dissolve» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to dissolve» در آزمون TOEFL
لغت "to dissolve" (به فارسی: حل شدن) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪˈzɑːlv/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to dissolve» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان