
instinct
adjective, nounغریزه
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He knew by instinct what not to say.
او با غریزه می دانست که چه چیزی نباید بگوید.
Our first instinct was to run.
اولین غریزه ما دویدن بود.
She seemed to know by instinct that something was wrong.
به نظر می رسید که او با غریزه می داند که چیزی اشتباه بوده است.
Mere instinct alerted her to the danger.
غریزه ، او را به خطر هشدار داد.
He has a strong survival instinct.
او یک غریزه بقا قوی دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «instinct» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «instinct» در آزمون TOEFL
لغت "instinct" (به فارسی: غریزه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɪn.stɪŋkt/ است. مترادفهای این کلمه شامل inherent aptitude, replete میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «instinct» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان