
to diagnose
تشخیص دادن
جملات مثال (6)
Thousands of new cases have been diagnosed in the past year.
هزاران مورد جدید در سال گذشته تشخیص داده شده است.
The test is used to help in diagnosing heart disease.
این آزمایش برای کمک به تشخیص بیماری قلبی استفاده می شود.
The doctor was unable to diagnose the skin condition.
پزشک قادر به تشخیص وضعیت پوست نبود.
The mechanic was unable to diagnose the problem.
مکانیک قادر به تشخیص مشکل نبود.
Soon, he was diagnosed with the blood clots, and placed on the NFI list.
به زودی ، وی به لخته های خون تشخیص داده شد و در لیست NFI قرار گرفت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to diagnose» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to diagnose» در آزمون TOEFL
لغت "to diagnose" (به فارسی: تشخیص دادن) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌdaɪ.əɡˈnoʊs/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to diagnose» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان