
surgery
اسمجراحی
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
He's a specialist in brain surgery.
او متخصص جراحی مغز است.
The patient was taken directly to surgery.
بیمار مستقیماً به عمل جراحی منتقل شد.
The doctor has recommended surgery.
پزشک جراحی را توصیه کرده است.
He has recently undergone surgery on his shoulder.
او اخیراً تحت عمل جراحی روی شانه خود قرار گرفته است.
The school said Jones will have surgery in the next week.
این مدرسه گفت جونز در هفته آینده جراحی خواهد کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «surgery» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «surgery» در آزمون TOEFL
لغت "surgery" (به فارسی: جراحی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈsɝː.dʒər.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل operation, operating theater, surgical operation میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «surgery» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان