
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
She is an expert in the diagnosis and treatment of eye diseases.
او یک متخصص در تشخیص و درمان بیماری های چشم است.
The diagnosis was a mild concussion.
تشخیص یک ضربه مغزی خفیف بود.
The committee published its diagnosis of the problems affecting urban schools.
این کمیته تشخیص خود را در مورد مشکلات مؤثر بر مدارس شهری منتشر کرد.
His doctor made an initial diagnosis of pneumonia.
پزشک وی تشخیص اولیه ذات الریه را انجام داد.
The unusual combination of symptoms made accurate diagnosis difficult.
ترکیب غیرمعمول علائم ، تشخیص دقیق را دشوار کرده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «diagnosis» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «diagnosis» در آزمون TOEFL
لغت "diagnosis" (به فارسی: تشخیص) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌdaɪ.əɡˈnoʊ.sɪs/ است. مترادفهای این کلمه شامل diagnosing میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «diagnosis» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان