
spiritual
adjective, nounروحانی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounدرس
Religionجملات مثال (6)
France will always be the spiritual home of wine lovers.
فرانسه همیشه خانه معنوی دوستداران شراب خواهد بود.
Doctors must consider the emotional and spiritual needs of their patients.
پزشکان باید نیازهای عاطفی و معنوی بیماران خود را در نظر بگیرند.
I regularly consult our pastor about spiritual matters.
من مرتباً در مورد مسائل معنوی با کشیش خود مشورت می کنم.
The Romantic composers saw Beethoven as a spiritual ancestor.
آهنگسازان رمانتیک بتهوون را یک جد معنوی می دیدند.
Berry starts out with her own attempt to make the wolf her spiritual kin.
بری با تلاش خود برای ساختن گرگ خویشاوند معنوی خود شروع می کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «spiritual» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «spiritual» در آزمون TOEFL
لغت "spiritual" (به فارسی: روحانی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈspɪr.ə.tʃu.əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل ghostlike, phantasmal میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «spiritual» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان