
ritual
adjective, nounآیین
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounدرس
Religionجملات مثال (6)
Then came their friends, the ritual removal of masks, and hugs.
سپس دوستانشان ، حذف آیین ماسک و آغوش آمدند.
And part of that is ritual ; part of that is just the distance between places and the way people move.
و بخشی از آن آیینی است ؛ بخشی از آن فقط فاصله بین مکان ها و نحوه حرکت مردم است.
There's a thing about this sport in Japan that there is ritual and honor inside of it.
در مورد این ورزش در ژاپن چیزی وجود دارد که در آن آیینی و افتخار وجود دارد.
But to that list, a lot of us would add the ritual , stretching past 50 years now, of Bruce Springsteen in concert.
اما به آن لیست ، بسیاری از ما این مراسم را اضافه می کنیم ، که اکنون 50 سال گذشته از بروس اسپرینگستین در کنسرت است.
The ritual hand shake, and then the victory twirl, which her glittery black cocktail dress was made for.
لرزش دست آیینی ، و سپس چرخش پیروزی ، که لباس کوکتل سیاه و درخشان او برای آن ساخته شده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «ritual» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «ritual» در آزمون TOEFL
لغت "ritual" (به فارسی: آیین) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈrɪtʃ.u.əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل rite میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «ritual» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان