
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
People resented his imperative tone of voice.
مردم از صدای ضروری صدای او ناراحت بودند.
We had a long and interesting evening with the Katzenbachs. He and Lyndon discussed the imperative need to make Washington a law-abiding city and how to go about it.
یک شب طولانی و جالب با Katzenbachs داشتیم. او و لیندون در مورد نیاز ضروری برای تبدیل شدن به واشنگتن به یک شهر مطیع قانون و چگونگی پیشبرد آن بحث کردند.
And that's not the imperative here for this White House.
و این برای این کاخ سفید ضروری نیست.
And this is a part Foltz said is imperative not to skip.
و این بخشی است که فولتز گفت که از آن پرش نمی شود.
The Bengals found out the hard way that a good line is imperative.
بنگال ها راه سختی را فهمیدند که یک خط خوب ضروری است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «imperative» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «imperative» در آزمون TOEFL
لغت "imperative" (به فارسی: ضروری) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪmˈper.ə.t̬ɪv/ است. مترادفهای این کلمه شامل imperative mood, imperative form, jussive mood میشوند. متضاد آن beseeching است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «imperative» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان